جدایی درد بی درمان عشق است
جدایی حرف بی پایان عشق است
جدایی قصه های تلخ دارد
جدایی ناله های سخت دارد
جدایی شاه بی پایان عشق است
جدایی راز بی پایان عشق است
جدایی گریه وفریاد دارد
جدایی مرگ دارد درد دارد
خدایا دور کن درد جدایی
که بی زارم دگر از اشنایی![]()
شعر ها و عکس های عاشقانه(با تمام وجود به کسی که همه وجودمه)
جدایی درد بی درمان عشق است
جدایی حرف بی پایان عشق است
جدایی قصه های تلخ دارد
جدایی ناله های سخت دارد
جدایی شاه بی پایان عشق است
جدایی راز بی پایان عشق است
جدایی گریه وفریاد دارد
جدایی مرگ دارد درد دارد
خدایا دور کن درد جدایی
که بی زارم دگر از اشنایی![]()
خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم...
بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد...
خسته شدم بس که تنها دویدم...
اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن...
می خواهم با تو گریه کنم ...
خسته شدم بس که...
تنها گریه کردم...
می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...
خسته شدم بس که تنها ایستادم









علیرضا دوست دارم ایندمون اینجور باشه عزیزم

پس زندگی چه بودجزآهنگ یك نفس موسیقی تبسم وغوغای زندگی
ای كاش میشد از گل آلاله كلبه ساخت
درآن نشست ورفت به دنیای زندگی
مفهوم زندگی نه به معنای بودنست
در یك گل است
لذت معنای زندگی
واقعي هستي و يا هم جنس رويايي هنوز
باز ميترسم مبادا سايه هايت گم شود
گرچه در چشمان من هر روز پيدايي هنوز
باوجود اينكه تو مثل حبابي گفته اند
در خيال عــــاشــــقـــــم مانند دريايي هنوز
چشم هايت را نگير از من، كمي بگذار تا
اينكه از چشمت بفهمم بهترين هايي هنوز
بيت آخر كه رسيدم سايه ات كم رنگ شود
وهم شيرينم نرو، اينجا تو از مايي هنوز
نازنينم
بودنت گرمي بخش عشقمان و زندگي مشتركمان كه با عشق آغاز شد مي باشد . تو عزيزترين و بهترين و دوست داشتني ترين كسي هستي كه در تمام عمرم ديده ام به داشتن چون توئي افتخار مي كنم و به خودم مي بالم كه چون توئي دارم .
دوست دارم هميشه برايم بماني ![]()
![]()
بنام خدا و بنام محبوبم
سلام محبوبم
سلام به تو كه بهتريني و برايم بهترين خواهي ماند.
سلام به تو كه مقدس ترين آفريده خدائي
و مرهم اين جان خسته .
خورشيدي در شب هاي تار، گل سرخي در كويرتنهائي ، سيب سرخي در شوره زارغربت ، قصه اي در شب هاي دراز زمستان .
تو پرنده اي هستي در آسمان خلوت زندگي من كه هرنفسم به تو مي انديشم و با خيال زندگي مي كنم .
راز چشمان تو
زماني كه اجازه ورود مرا همراه با كوله باري از عشق در عمق چشمانت را دادي ، خود ميدانستي اسير چشمانت هيچ گاه ازاد نمي شود و آن لحظه كه روحم را تسخير كردي تو فهميدي هيچ زمان روح من از تو جدا نخواهد شد. من به ياد تو و تو بي ياد مجدا از من هم قسم من با تمام كودكيم با عشق تو بزرگ شدم حال چگونه مي توانم سنگ صبور غم هايم را فراموش كنم